در چنين روزي در سال 1815 ”هوراس ولز” دندانپزشک آمريکايي و يکي از پيشگامان بيهوشي با گاز خنده (اکسيد نيترو) متولد شد.
ولز براي ارايه اختراع خود در ژانويه 1845 نمايشي در دانشکده پزشکي دانشگاه “هاروارد” ترتيب داد که با عدم موفقيت همراه بود و باعث شد کشف بيهوشي توسط او به رسميت شناخته نشود. نخستين بي حسي دنداني با اکسيد نيترو (گاز خنده) توسط “جان ام ريگز” در نهم اوت 1898 بود که “گاردنر کوينسي کولتون”، دندانپزشک آمريکايي به صورت گسترده از اين گاز استفاده کرد. اکسيد نيترو را “جوزف پريستلي” در سال 1772 کشف کرده بود.بعدها معلوم شد که اين گاز سمي نيست،اما وقتي استنشاق شود آثار عجيبي به بار مي آورد و افراد مشغول کارهاي غريبي مثل آواز خواندن، دعوا کردن، و خنديدن مي شوند.
همين خنديدن باعث شد که اکسيد نيترو را “گازخنده آور” بنامند. در سال 1799 ”همفري ديوي” کشف کرد که استنشاق طولاني تر اکسيد نيترو باعث بيهوشي موقت مي شود. ديوي اين گاز را روي خودش امتحان کرد و گزارش داد پس از آنکه حدود 16 ليتر گاز را در مدت هفت دقيقه استنشاق کرد، “کاملا مسموم” شد. اگرچه ديوي گفت که شايد بتوان از اکسيد نيترو در اعمال جراحي استفاده کرد، اما کسي پيشنهاد او را پيگيري نکرد و در سال هاي نخست سده نوزدهم تنها مصرف اکسيد نيترو، در سرگرمي ها بود.
در سال 1799 در چنين روزي ، نخستين واکسيناسيون جهان (بر ضد آبله) توسط “ادوارد جنر” انجام شد.
جنر پزشک انگليسي در يادداشتهاي خود مي نويسد: علم پزشکي هيچ راهي براي مقابله با اين غول وحشتناک نمي شناسد. مطب ادوارد جنر نيز مانند مطب تمامي پزشکان آن دوران هر روز مملو از بيماران مبتلا به آبله بود. جنر شروع به تحقيق و بررسي دقيق بر روي آبله و جمع آوري اطلاعات از بيماران کرد. او متوجه شد بيماري تمامي افراد جامعه را در بر مي گيرد، اما آمار مبتلايان به آبله در جمعيت روستايي کمتر است. روستاييان و به خصوص گاوداران کمتر به آبله مبتلا مي شدند،در حالي که اغلب اين افراد قبلا يک بار به ابله گاوي دچار شده بودند.
آبله گاوي در انسان با علائمي مانند تب خفيف و کمي التهاب پوست همراه است و بيمار به سرعت بهبود مي يابد. ادوارد جنر حدس مي زد ابتلا به آبله گاوي سبب ايمني اين افراد نسبت به آبله انساني شده است. پس از مدتي تحقيق، جنر مطمئن شد که حدس او درست است و تصميم گرفت براي اثبات نظريه خود دست به آزمايش خطرناکي بزند. جنر چاقوي کوچک جراحي خود را با چرک آبله گاوي آلوده کرد و سپس بازوي “جيمز فليپ”،پسربچه هشت ساله باغبانش را با چاقوي آلوده به چرک خراشيد.با با ورود عامل بيماريزا، پسرک مبتلا به آبله خفيف گاوي شد و به سرعت بهبود يافت.
شش هفته بعد نوبت مهمترين قسمت آزمايش فرا رسيد. اين بار جنر چرک آبله انساني را به پسرک تزريق کرد. با وجود آنکه اين آزمايش با خطر مرگ همراه بود،اما باغبان ادوارد جنر و خانواده او افتخار مي کرد که بهترين پزشک منطقه پسر آنها را براي مهم ترين آزمايش تاريخ پزشکي انتخاب کرد.بعد از تزريق چرک هيچ اثري از ابتلا به ابله در پسرک ديده نشد. ادوارد جنر آزمايش خود را دو ماه بعد نيز تکرار کرد. اين بار نيز هيچ نشانه اي از بيماري ديده نشد و بدين ترتيب درستي نظريه او را ثابت شد.
جنر آزمايش خود را واکسن ناميد که برگرفته از نام علمي آبله گاوي variolae vacciniae در زبان لاتين است. انتشار نتيجه تحقيق او با سر و صداي زيادي در سراسر اروپا همراه شد. موسسه تحقيقاتي سلطنتي لندن، نتيجه آزمايش ادوارد جنر را ارزشمند ارزيابي و از اين پزشک دهکده حمايت کرد. در مدت زمان کوتاهي تمامي مراکز پزشکي دنيا خواستار ارتباط با جنر و دستيابي به نتايج تحقيقات او شدند.
نتيجه تحقيقات جنر به زبانهاي مختلف دنيا ترجمه و منتشر شد. شش سال بعد از واکسينه شدن جميز فليپ هشت ساله، تنها در انگلستان نزديک به نيم ميليون نفر عليه آبله واکسينه شدند و واکسيناسيون به سرعت در تمام دنيا گسترش يافت. ادوارد جنر تمام عمر و ثروت خود را صرف ريشه کن کردن بيماري آبله کرد ، اما آرزوي بزرگ او 200 سال بعد، در سال 1980 ميلادي و زماني به حقيقت پيوست که سازمان بهداشت جهاني اعلام کرد که آبله براي هميشه در تمامي جهان ريشه کن شد.
همچنين در چنين روزي در سال 1912 ” کنراداميل بلوخ” بيوشيميدان آلماني الاصل آمريکايي و برنده جايزه نوبل فيزيولوژي و پزشکي سال 1964 به خاطر کشف چگونگي سنتز طبيعي کلسترول و اسيدهاي چرب ، متولد شد.